- لونی
- جمعه ۵ آذر ۹۵
- ۱۶:۰۶
+ بگذریم از معنیش، تن صدا رو بچسبیم :)
# چسبیده_به_بخاری_بالیوان_چای_صدای_شرشر_بارون_باصدای_بلند_همراه_آهنگ_بخونی
اگه یه تفنگ با دوتا گلوله داشتم
و با هیتلر و بن لادن و تو توی یه اتاق بودم
به تو دوبار شلیک میکردم
دیگر زندگی برای آنان مفهومی نداشت، جز تابلوی نمودار نقشی جاوید از غمی جاودان...
دیگر زندگی برای آنان مفهومی نداشت، جز تابلوی نمودار نقشی جاوید از غمی جاودان...
دیگر زندگی برای آنان مفهومی نداشت، جز تابلوی نمودار نقشی جاوید از غمی جاودان...
1-و من منتظر اون لحظه ایم که برم که برم که برم...
برم دنبال همه ی همه ی همه ی اون چیزایی که میخوام
ولی اول باید بفهمم این چاه عمیقی که منم مثل خیلیا توش گیر کردم و نمیتونم ازش بیرون بیام رو چطور پر کنم!
2- دوسال پیش برای اولین بار تو دِهِمون برف اومد! فقط یکی دودقیقه! ما گرمسیریم...دیروز اولین بارونِ پاییزی برای چند دقیقه بارید و هوا تقریبا سرد شده. اما من هنوز بخاری روشن نمیکنم. لباس گرم کفاف میده...
3- دارم یه فیلم ماجراجویی تخیلیِ چینی دانلود میکنم. حتی اگه خوب نباشه همین که لوهان تو فیلمس کافیه :)
4- طراحی چشم رو کم و بیش یاد گرفتم :)
5- وی همچنان حالش با درس خواندن گرفته میشود!
6- یه هوایِ برفی-بارونی ، یه بخاریِ گرم که با پتو و یه فنجون چای داغ و کلوچه چسبیده باشی بهش و نقاشی بکشی، چه شود...! :)